|
With PC, Life Is Easy
|
| » درباره سایت | ||
|
PC For Life در 25 شهریور ماه سال 1385 در سایت بلاگفا ایجاد شد. محتوای اصلی مطالب این سایت درباره رایانه و مسائل مرتبط با اون هستش. ضمن اینکه پست هایی در زمینه های مختلفی نظیر، سینما، ورزش، آموزش، ادبیات و... در این سایت ارسال شدند.
در مجموع امیدوارم PC For Life بتونه نظر شما رو جلب کنه.
قربون همتون. حسین |
||
| » درباره من | ||
|
||
| » درباره دوست من | ||
|
||
| » نظرسنجی | ||
| » My Favorites | ||
|
← Manchester United ← P30world Forums ← TopGoal ← ESPN Soccernet ← Wikipedia ← سینمای ما ← کلاب فوتبال من |
» پیشنهادات شما | |
|
← پایگاه اینترنتی هما ← My Privacy ← سرزمین سرگرمی |
||
| » باکس پایانی!! | ||
|
»» عیدتون مبارک
»» Hossein
|
![]() به حق آیـه هـای سـوره ی یـــاســـیـــن / بـــه حــق ســـیـــن هـای ســـفـــره هــــفــــت ســـیـــن به حق خیسیِ چشمـان ماهی، گونه ی شـمـع / بـــه تـصـویـر کـسـانـی که در آییـنـه شدند جـمـع به حق یــــادی از جــــاهــــای خـــالـــی / بـــه حــق مـــنـــتــَـظــَـر (عــج)، چــــشــــم انــتـــظـــاری به حق این سکوت و گردش بی وقفه ی ساعت / خدایا از تو می خواهیم در این لحظه در این حالت تنی سالـم، دلـی سـاده، تـوَفـق، آبـرو، شـادی / خدایا حــالــنــا را مـرحـمـت کـن احـسـن الـحـالـی عید نوروز و آغاز سال 1391 رو به همه دوستان تبریک میگم... : ایکس یاعلی |
|
| نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390 ساعت 23:30 |
|
|
»» Hossein
|
|
شرکت «گوگل» یکی از شرکتهایی است که به گنجاندن شوخیهای مختلف در میان سرویسهای خود معروف است.
با فرا رسیدن فصل زمستان، «گوگل» یک شوخی زمستانی در نظر گرفته است! عبارت «let it snow» را در «گوگل» جستجو کنید تا شاهد بارش برف بر روی صفحه جستجو باشید! هنگامی که صفحه پر از برف شد هم میتوانید با استفاده از ماوس بر روی صفحه نقاشی کنید. کلیک بر روی دکمه Defrost نیز بارش برف را از ابتدا آغار خواهد کرد. برای مشاهده شوخی دیگر «گوگل»، عبارت «do a barrel roll» را جستجو کنید. این بار شاهده چرخش 360 درجهای صفحه نتایج جستجو خواهید بود! جستجوی عبارت «tilt» یا «askew» نیز کج شدن صفحهی جستجو را به همراه خواهد داشت! یکی از دلایلی که «گوگل» این شوخیها را ارائه کرده است، نشان دادن قدرت تکنولوژی «CSS3» بر روی مرورگرهای جدید است. از شوخیهای دیگر «گوگل» میتوان به جستجوی عبارت «ascii art» اشاره کرد. با جستجوی این عبارت، لوگوی «گوگل» به حالت کدهای «اَسکی» تبدیل خواهد شد. جستجوی عبارت «recursion» به معنای «بازگشت» باعث میشود تا گوگل مجدد همین لغت را برای جستجو به شما پیشنهاد بدهد! با کلیک بر روی این لغت، این چرخه همچنان ادامه پیدا میکند. جستجو نمودن عبارت «anagram» نیز یک شوخی دیگر گوگل را به همراه خواهد داشت. با جستجوی این عبارت، گوگل یک عبارت جدید به نام «nag a ram» را به شما پیشنهاد میکند. این موضوع زمانی جالب میشود که بدانید «Anagram» یک نوع بازی با کلمات محسوب میشود که در آن با به هم ریختن یک عبارت، بایستی یک عبارت جدید معنیدار ایجاد کنید. هر چند nag a ram در زبان انگلیسی یک عبارت معنیدار نیست! منبع: ترفندستان |
|
| نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1390 ساعت 12:28 |
|
|
»» Hossein
|
|
خیلی اتفاقی سایتی رو پیدا کردم که متن مورد نظر شما رو دریافت و متن شما رو در یک LED نورانی به صورت متحرک به نمایش در میاره. مثل عکس پایین:
میتونید با رجوع به سایت signbot متن متحرک خودتون رو به صورت تصویر دریافت کند. نکته قابل ذکر دیگه اینه که سایت مذکور، ساب دامین سایت wigflip است. با مراجعه به این سایت هم از امکانات دیگری در زمینه ساخت عکس های Gif استفاده کنید. یاعلی
|
|
| نوشته شده در دوشنبه 26 دی1390 ساعت 17:32 |
|
|
»» Hossein
|
|
درخت کریسمسی که عکس آن را مشاهده میکنید در کشور ویتنام واقع شده است ، این درخت از ۲۵۰۰ تلفن همراه کارکرده ساخته شده است. این درخت در یکی از جنوبی ترین بخش های شهر My Tho در مقابل Westcom Electronic قرار گرفته است.این درخت به منظور تمرکز و توجه بر روی دفع زبالههای خطرناک و ترویج فرهنگ مسئولیت پذیری به طی ۱۰ روزکار تکمیل شده است. به گفته مسول این فروشگاه روزانه بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر برای بازدید از این درخت و عکس گرفتن با آن راهی این مکان می شوند.
در کشور ویتنام ۶۰ درصد مردم زیر ۳۰ سال سن دارند که گویای جمعیت جوان این کشور می باشد. خرید تلفن همراه در کشوری که از تورم رنج می برد متاسفانه نشانی از ثروتمندی افراد می باشد. به نقل از نت ویزارد |
|
| نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1390 ساعت 23:56 |
|
|
»» درخت و پرنده
»» Hossein
|
|
سلام.. چند روز پیش یه حکایت ترکی شنیدم خیلی جالب بود:
درختی در دشتی زمان زیادی بود که وجود داشت و زیست می کرد. روزی پرنده ای آن درخت را دید و در سمتی از آن جای مناسبی پیدا و در بین شاخه های آن لانه ای درست کرد و نهایتا چندین سال در کنار این درخت زندگی می کرد. روزی از سر غرور و خود پسندی به درخت گفت:" من نمی خواستم این چند ساله در کنار تو زندگی کنم... اما ترسیدم که اگر از پیش تو برم، وزن من از روی تو کم شود و به ناگاه سمت دیگرت سنگینی کند و به آن سمت خم شوی و تنه ات شکسته شود... اما امروز دیگر تصمیم گرفتم که بروم و زندگی تو برایم مهم نیست." درخت تکانی خورد و با تعجب به پرنده نگاه کرد و گفت:"تو کدام یک از پرندگان بودی؟! من اصلا نفهمیدم کی آمدی و کی رفتی و می خواهی بروی!!"
|
|
| نوشته شده در یکشنبه 29 آبان1390 ساعت 0:36 |
|
|
»» Hossein
|
|
چند وقت پیش در پروفایل یکی از دوستانم در انجمن p30world داستان بسیار جالبی رو خوندم که گفتم اونو در وبلاگ مطرح کنم:
مرد پیری در یکی از ایالات آمریکا زندگی می کرد. او از دار دنیا پسری داشت و یک مزرعه کوچکی که در آنجا به کمک پسر خود سیب زمینی می کاشتند و راه درآمد حاصل از فروش سیب زمینی ها امرار معاش می کردند. خانه آن مرد هم در همان مزرعه واقع بود. اما روزی مامورین پسر وی را به جرم قاچاق اسلحه به زندان می اندازند... ماه ها از این جریان می گذشت و مرد پیر با خستگی بسیار کارهای روزمره خانه و مزرعه را به تنهایی انجام می داد تا اینکه فصل کاشت سیب زمینی فرا رسید... اما پدر پیر که دست تنها بود، می دانست که نمی تواند سیب زمینی زیادی را به تنهایی در مزرعه بکارد... زیرا شخم مزرعه کار بسیار سختی برای او بود و پسرش هر سال این مسئولیت را بر عهده داشت. او ناراحت و غمگین که نمیتواند بدون پسرش کارهای مزرعه را پیش ببرد و درآمدی کسب کند برای درد و دل با پسرش نامه ای برای او نوشت و آن را برای پسرش به زندان فرستاد. او در نامه پس پرسیدن حال و روز فرزندش از خود صحبت کرد و اینکه نمیتواند به خاطر شخم مزرعه، سیب زمینی ای بکارد و منبع درآمدشان قطع شده... بعد از مدتی پسر نامه پدرش را جواب می دهد و نامه به دست پدرش می رسد. او بدون سلام و پرسیدن حال پدرش در نامه به پدرش نوشته بود:"مزرعه را شخم نزن... تمامی اسلحه هایی که قاچاق کردم را زیر خاک های مزرعه پنهان کردم" ساعتی بعد از خواندن نامه، مامورین اف بی آی وارد مزرعه پیرمرد می شوند و شروع می کنند به کندن مزرعه... پیرمرد می فهمد که آنها از محتوای نامه پسرش آگاه هستند و با این حساب فرزندش دچار دردسر خواهد شد... اما در کمال تعجب اسلحله ای دفن شده را پیدا نشد... روز بعد نامه ای از سوی پسر به دست پیرمرد می رسد که در آن گفته بود" این تنها کاری بود که می توانستم برایت انجام بدهم پدر، زمین شخم زده آماده است". |
|
| نوشته شده در جمعه 29 مهر1390 ساعت 18:3 |
|
|
»» اسفند 1390
»» بهمن 1390
»» دی 1390
»» آذر 1390
»» آبان 1390
»» مهر 1390
»» شهریور 1390
»» مرداد 1390
»» تیر 1390
»» خرداد 1390
»» فروردین 1390
»» اسفند 1389
»» بهمن 1389
»» دی 1389
»» آذر 1389
»» آبان 1389
»» مهر 1389
»» شهریور 1389
»» مرداد 1389
»» تیر 1389
»» خرداد 1389
»» فروردین 1389
»» اسفند 1388
»» بهمن 1388
»» دی 1388
|
موضوعات
»» ترفند BIOS
»» ترفند Word
»» ویژه موبایل
»» ترفند بازی
»» موزیک
»» مقالات
»» ورزشی
»» ترفند موبایل
»» ترفند شبكه
»» ترفند HTML
|
لینک های منتخب
»» قلاب راست! |